دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

177

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

از همين دست است احاديث ديگرى كه مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هنگامى كه بيمار مىشد خود را درمان مىكرد . او گاه در اين‌باره از پزشكان مىپرسيد و گاه نيز هيئت‌هايى از عرب‌ها كه به حضور وى مىرسيدند داروهايى را براى آن حضرت تجويز مىكردند و عايشه اين داروها را براى آن حضرت آماده مىساخت و از همين روى آگاهىاى دربارهء طب به دست آورده بود . همچنين است احاديثى كه مىگويد چون كسى ديگر بيمار مىشد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله براى او دارويى تجويز مىكرد يا او را به طبيبى راه مىنمود تا درمان خود را نزد وى بجويد . احاديثى از اين دست ، همه بر اين دلالت دارند كه طب به لحاظ اصولى ، عملى مشروع است و درمان نيز از ديدگاه شرع كارى پسنديده ؛ چه ، اين كار نه حرام است ، نه با باور اسلام ناسازگارى و نه با آيين و احكام دين تعارض دارد . اين حقيقت افزون بر آنكه در حديث‌هاى پيشين رخ مىنمايد از بنيادهاى عمومى دين نيز پيداست ؛ چرا كه شرع ما را به كار بستن اسباب مصلحت و دفع مفسده و همچنين دورى گزيدن از ضررها و پرهيز از آنچه زمينهء نيستى و نابودى است فرامىخواند ؛ اما با وجود اين ، همچنان پرسشى ديگر را بايد مطرح كرد : آيا درمان واجب است يا مستحب و يا مباح ؟ حكم فقهى درمان : فقيهان دربارهء حكم شرعى درمان براى بيمار اختلاف دارند : شافعيه بر اين نظرند كه اين كار ، سنّت و مستحب است . در مذهب شافعى و در اثبات اصل ترجيح درمان به حديث نبوى استناد كرده‌اند كه فرموده است : « خداوند هيچ دردى را نازل نكرده مگر آنكه درمان آن را نيز فرستاده است » . « 1 » آنان همچنين گفته‌اند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خود اين كار را انجام مىداد . شافعيه از آن سوى در نفى وجوب درمان گفته‌اند : ما از آن روى به وجوب باور نداريم كه قطع و يقينى دربارهء درمان وجود ندارد و اين كار همچون خوردن و آشاميدن براى كسى كه به سبب تشنگى و

--> ( 1 ) . متن و منابع اين حديث پيشتر گذشت - م .